شمارهٔ ۶۵۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آخر ای دل چیست چندین رستخیز
۲
عشق و میدان و تو ای غافل گریز
۳
از صراط عاشقان پرهیز کن
۴
نیست آنجا جز گذر بر تیغ تیز
۵
چارهٔ دیگر نداری جز همین
۶
اشک در دامان و می در جام ریز
۷
دست در نای صراحی زن به عشق
۸
چون مؤذن بانگ بردارد که خیز
۹
ای که در بستان جانم شاخ مهر
۱۰
دست در هم داده چون بیخ فریز
۱۱
هم چنان بوی محبت میدهد
۱۲
چون شود در گِل عظامم ریزریز
۱۳
بوی خون آید ز خاک مست من
۱۴
ای عجب گر در نشورد خاک نیز
۱۵
ای نزاری هم صبوری ممکن است
۱۶
نه ز اصل اصفهان خیزد حجیز
