شمارهٔ ۶۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بده به یار می خوش گوار شورانگیز
۲
عقیقرنگ، معنبر نسیم، مشک آمیز
۳
زمانه بر روش دور خویش میگردد
۴
نه سازگاری او معتبر بود نه ستیز
۵
گرت به دوست تقرب خوش آمد از خود دور
۶
وگر به عشق تعلق کنی ز عقل گریز
۷
شراب تلخ حرام است بی لب شیرین
۸
حلالخواره ازین هر دو کی کند پرهیز
۹
بلی جواب دهد گر کسی سؤال کند
۱۰
ز استخوان بریزیده ی ملک پرویز
۱۱
بیار خاک و در آن دیدهٔ مقلّد پاش
۱۲
بیار آب و بر این سینهٔ پرآتش ریز
۱۳
به خودپرست که میگوید از ره شفقت
۱۴
که از سر هبل و لات درگذر برخیز
۱۵
بخور که فردا آسانترت بود ز امروز
۱۶
اگر به تقدمه ادمان کنی در آتش تیز
۱۷
ز پای خنب نزاری دگر مشو غایب
۱۸
که حالیا به ازین نیست هیچ دستآویز
