زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
که را کشتند دی چشمانِ مستش
۲
که هست امروز خون آلوده دستش
۳
منم آن کشتۀ حی بازگشته
۴
به بوسی از لبِ کوثر پرستش
۵
دلی کو کز کمندِ زلفِ او جست
۶
که نی چشمش به تیرِ غمزه خستش
۷
اگر زان دستِ سیمین می فرستد
۸
مرا خوش تر ز نوش آید کبستش
۹
هلال از بهرِ آن شد ماهِ گردون
۱۰
که چون ماهی برآویزد به شستش
۱۱
به عکسِ قامتِ سروِ سرافراز
۱۲
قیامت می کند بالایِ پستش
۱۳
مرا گویی مرو در کویِ یاری
۱۴
که هر دم با کسی باشد نشستش
۱۵
چه افتادی به دستِ گل عذاری
۱۶
که خاری از تو در دامن نبستش
۱۷
ملامت بر نزاری تا کی آخر
۱۸
روا نبود مکن چندین شکستش
۱۹
نزاری از کسی بیمی ندارد
۲۰
به غیر از غمزۀ چشمانِ مستش
۲۱
نصیحت با کسی گویند کو را
۲۲
غمِ دنیا و دین یک ذرّه هستش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.