زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۰۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آمد بر من نگار من دوش
۲
افکنده دو زلف شست بر دوش
۳
با من به عتاب و ناز می گفت
۴
ای کرده وفا و عهد فرموش
۵
گویی ز کجایی و چرایی
۶
با مدعیان ما هم آغوش
۷
من می خورم از تو زهر غصه
۸
تو می به خلاف من کنی نوش
۹
تقصیر نمی کنی چو مردان
۱۰
در نقض وفا و عهد می کوش
۱۱
شرمت نبود ز من زهی چشم
۱۲
دردت نکند سخن زهی گوش
۱۳
گفتم سخنان تلخ گفتن
۱۴
حیف است از آن لب شکر نوش
۱۵
دستانِ چنین مبند بر من
۱۶
بهتانِ چنین مگوی خاموش
۱۷
دشمن چو خلاف دوستان است
۱۸
بر ما سخن رقیب منیوش
۱۹
ور نیز ز ما خیانتی رفت
۲۰
دامان عنایتی بر آن پوش
۲۱
از خواب در آمدم چو مستی
۲۲
مستی و چه مست رفته از هوش
۲۳
دل گفت به من که ای نزاری
۲۴
اسرار نگاه دار و مخروش
۲۵
در خواب خیال های مشکل
۲۶
بینند مولِّهانِ مدهوش
۲۷
نقدی ست گران بها که دیدی
۲۸
ارزان ارزان به هیچ مفروش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.