شمارهٔ ۷۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا جانا جهان بر من بمفروش
۲
بیا تا یک دمت گیرم در آغوش
۳
گهت لبها گزم گاهی زنخدان
۴
گهت بازو گزم گاهی بنا گوش
۵
چو می دانی که مست از جام عشقم
۶
اگر شوری کنم بر من فراپوش
۷
لبت تا چاشنی کردم به بوسی
۸
نشد آن لذتم هرگز فراموش
۹
چو پایم بستی از دستم بدادی
۱۰
شدم بیمار در تیمار من کوش
۱۱
همین تا چشم برکردم به رویت
۱۲
ز تاب مهر خونم می زند جوش
۱۳
ز می مستاند هشیاران دیگر
۱۴
من از چشمان مخمور تو مدهوش
۱۵
صبوری می کن و می ساز با غم
۱۶
ملامت می کش و می باش خاموش
۱۷
نزاری چون درافتادی به زاری
۱۸
چه شاید کرد با تقدیر مخروش
