زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیا جانا جهان بر من بمفروش
۲
بیا تا یک دمت گیرم در آغوش
۳
گهت لبها گزم گاهی زنخدان
۴
گهت بازو گزم گاهی بنا گوش
۵
چو می دانی که مست از جام عشقم
۶
اگر شوری کنم بر من فراپوش
۷
لبت تا چاشنی کردم به بوسی
۸
نشد آن لذتم هرگز فراموش
۹
چو پایم بستی از دستم بدادی
۱۰
شدم بیمار در تیمار من کوش
۱۱
همین تا چشم برکردم به رویت
۱۲
ز تاب مهر خونم می زند جوش
۱۳
ز می مست‌اند هشیاران دیگر
۱۴
من از چشمان مخمور تو مدهوش
۱۵
صبوری می کن و می ساز با غم
۱۶
ملامت می کش و می باش خاموش
۱۷
نزاری چون درافتادی به زاری
۱۸
چه شاید کرد با تقدیر مخروش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.