زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
۲
وی جعد تو حلقه گشته بر دوش
۳
ای کرده تنم ز عشق مفتون
۴
وی کرده ولم ز رنج مدهوش
۵
چون رزم کنی و بزم سازی
۶
ای لاله رخ سمن بنا گوش
۷
گویند ترا مه قدح گیر
۸
خوانند تورا بت زره پوش
۹
گیرم که شبی مرا به خلوت
۱۰
تا روز نگیری اندر آغوش
۱۱
نیکو نبود که بیگناهی
۱۲
یک باره کنی مرا فراموش
۱۳
هر گه که کنم عتاب با تو
۱۴
عمدا ببری ز خویشتن هوش
۱۵
گیرم ندهی جواب من خوش
۱۶
باری سخنی به طبع بنیوش
۱۷
می کرد نزاری تو تا صبح
۱۸
از ناله من جهان پر از جوش
۱۹
یارب شب تو مباد هرگز
۲۰
زان گونه که من گذاشتم دوش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.