زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همه را شادی و مارا غم جانانه خویش
۲
همه با همدم و ما با دل دیوانه خویش
۳
مبتلای غم و محنت زده هجرانیم
۴
آشنا ناشده با دلبر بیگانه خویش
۵
بر سر آتش و آبیم ز چشم و دل خود
۶
چند سوزیم در این تنگ قفس خانه خویش
۷
هر دم این سوخته پروانه ما یعنی دل
۸
جان به کف بر نهد از همت مردانه ی خویش
۹
راست چون جغد گرفتم به خرابی مسکن
۱۰
نه که چون گنج نهانیم به ویرانه خویش
۱۱
گر زمانی ز پس پرده برون آید دوست
۱۲
پیش آن شمع بسوزیم ز پروانه خویش
۱۳
مرد اگر معتکف خاک در دوست بود
۱۴
به که بر مسند تعظیم به کاشانه خویش
۱۵
سال ها شد که به دریای عدم غواصیم
۱۶
تا وجودی به کف آریم ز دردانه خویش
۱۷
هان نزاری مطلب صاف ز خم خانه دهر
۱۸
چونکه در دُرد زدیم اول پیمانه ی خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.