شمارهٔ ۷۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دوستان آه از فراق آه از فراق
۲
الغیاث از اشتیاق از اشتیاق
۳
دفع غم را جز می استعداد نیست
۴
کم ترک می افتد آن هم اتفاق
۵
وقت وقتی جرعه ای گر می چشم
۶
زهر می گردد ز تلخی در مذاق
۷
سیر کرد از زندگانی غربتم
۸
چند گردم در خراسان و عراق
۹
صبر من بگریخت از غوغای عشق
۱۰
هم چنان کز حمله ی تنّین براق
۱۱
آه اگر دولت اجابت می دهد
۱۲
وقت رجعت بگذرم همچون براق
۱۳
گر نبینم آفتاب روی دوست
۱۴
ماه امیدم بماند در محاق
۱۵
بلعجب کاری و مشکل حالتی
۱۶
دیده در غرقاب و تن در احتراق
۱۷
قصه کوته کن نزاری بازگوی
۱۸
دوستان آه از فراق آه از فراق
