زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر که نباشد چو من پس رو ارباب عشق
۲
خامی و افسرده ایست بی خبر از باب عشق
۳
مدعیان کرده اند پشت بر احکام عقل
۴
معتقدان کرده اند روی به محراب عشق
۵
ترک خور خواب کن برگ مشقت بساز
۶
نیست به آسودگی رخصت اصحاب عشق
۷
ای که بهشت آرزو می کنی و غافلی
۸
روضه ی ما کوی دوست رضوان بوّاب عشق
۹
گردن عشاق بین قید به زنجیر شوق
۱۰
بر در مشتاق بین جذب به قلاب عشق
۱۱
هر چه مشوش شود جوف دماغ خرد
۱۲
گو به من آی و بخور شربت جلاب عشق
۱۳
برق نفاقش بزد سوخته خرمن بماند
۱۴
هر که به رغبت نداد خانه به سیلاب عشق
۱۵
نقد نبهره نزد عشق چو قلاب عقل
۱۶
گشت روان لاجرم سکه ی ضراب عشق
۱۷
کشتی تدبیر ما کی به درآید ز موج
۱۸
عشق محیط است و عقل غرقه به گرداب عشق
۱۹
سوز و نیازی رسید قسم نزاری و بیش
۲۰
کلکی و فکری نداشت از همه اسباب عشق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.