زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۶۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چند خواهم سوخت آه از دردِ دل
۲
در عذابم سال و ماه از دردِ د ل
۳
هر چه کردم قصد آه از دستِ دوست
۴
بر نفس بگرفت راه از دردِ دل
۵
حالتی دارم که نتوان گفت باز
۶
گه ز سوزِ عشق و گاه از دردِ دل
۷
سینه ای هم چون تنور از سوزِ عشق
۸
رنگِ رویی هم چو کاه از دردِ دل
۹
در وجودم می فتد برقِ فراق
۱۰
هم چو آتش در گیاه از دردِ دل
۱۱
گر فرو گریم همه اجزایِ خاک
۱۲
خون شود بی اشتباه از دردِ دل
۱۳
هم مگر صاحب نظر یا بد خبر
۱۴
چون کند در من نگاه از دردِ دل
۱۵
چون منی داند که من چونم ز هول
۱۶
دردِ دل باشد گواه از دردِ دل
۱۷
بر نزاری گر بنالد عیب نیست
۱۸
قصّه بنویسم به شاه از دردِ دل
۱۹
گویم ای دردِ مرا درمان ز تو
۲۰
با تو آوردم پناه از دردِ دل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.