زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هیهات اگر به دستِ من استی زمامِ دل
۲
هرگز نبردمی دگر از غصّه نامِ دل
۳
بسیار دست و پای زدم در خلاصِ جان
۴
رویِ خلاص نیست به حیلت ز دامِ دل
۵
از بدوِ کون اگر غم و دل توأمان نبُد
۶
پس بی غم از چه نیست زمانی مقام دل
۷
بادِ صبا میانِ من و دوست محرم است
۸
جز او به دوستان که رساند پیامِ دل
۹
ای یادِ صبح عرضه کن از لطفِ بی دریغ
۱۰
در بندگیِ حضرتِ جانان سلامِ دل
۱۱
گو جایِ مهرِ توست اگر نه نکردمی
۱۲
چندین مبالغت ز پیِ احترامِ دل
۱۳
عمرم بدین امید به سر شد که عاقبت
۱۴
روزی رسم مگر ز دهانت به کامِ دل
۱۵
می بود پیش ازین و کنون می کنم غذا
۱۶
از خون که تا به لب برسیده ست جامِ دل
۱۷
چندین نزاریا چه خوری غصّه از رقیب
۱۸
آری به روزگار کشند انتقامِ دل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.