زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۷۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نیسان فکند باز عرق بر عذارِگل
۲
لؤلویِ آب دار نگر در کنار گل
۳
درّاج و سار و فاخته و بلبل و تذرو
۴
جمع آمدند بارِ دگر روزِ بارِ گل
۵
دیوار و در گرفته و با چوب هایِ خار
۶
چندین نگاه بان ز یمیمن و یسارِ گل
۷
بی چاره عندلیب که روزی هزار بار
۸
جانش به لب برآمده در انتظارِ گل
۹
با این همه رقیب که بر گل گماشتند
۱۰
یک دم نبود ایمن و فارغ ز کارِ گل
۱۱
بلبل سر از خروش تهی کرده وز بخور
۱۲
پر عطر کرده مغز گلابی بخارِ گل
۱۳
گه باد بر چمن کند اوراقِ گل نثار
۱۴
گه می کند سحاب لآلی نثارِ گل
۱۵
چون روزگارِ ما که وفا با کسی نکرد
۱۶
با عندلیب هم نکند روزگار گل
۱۷
با ما زمانه در جدل از عمرِ بی ثبات
۱۸
او نیز هم ز مدّتِ ناپایدارِ گل
۱۹
از گل به یادگار تو ماندی نزاریا
۲۰
آری همیشه خار بود یادگارِ گل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.