شمارهٔ ۷۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نگسلم از دوست امیدِ وصول
۲
باک ندارم ز رقیبِ فضول
۳
عاقل اگر عیب کند گو بکن
۴
شیفته کی کرد نصیحت قبول
۵
از اثرِ پرتوِ خورشیدِ عشق
۶
خیره بماندند نفوس و عقول
۷
فارغم از فرطِ غلویِ عموم
۸
ایمنم از خوفِ غرورِ جهول
۹
طبع به جز کژ نکند بی نمک
۱۰
رقص به جز بد نکند بی اصول
۱۱
خانه راو باش تهی کن که شاه
۱۲
می رسد و می کند آن جا نزول
۱۳
دوست درآید همه بیرون شوند
۱۴
زیرِ اُحُد چند توان بُد حمول
۱۵
تو ز من آزادی و من بنده ام
۱۶
من به تو مشتاق و تو از من ملول
۱۷
حکمِ تو بر جانِ نزاری رواست
۱۸
بندۀ مطواع نجوید عدول
۱۹
از سرِ جیحون نتوان بازجَست
۲۰
عبره توان کرد و لیکن به پول
