زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۷۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلِ گم کرده را چندان که می جویم نمی یابم
۲
همان به تر که بر دنبالِ مرغِ رفته نشتابم
۳
دم از من بر نمی آید غم از من بر نمی گردد
۴
ملول از جمعِ حُسّادم نفور از منعِ بوّابم
۵
توانم چاره یی کردن دمی با خود برآوردن
۶
اگر جمعیّتِ خاطر مرتّب دارد اسبابم
۷
چنان مستوحش از خویشم چنان مستغرقِ فکرم
۸
که از مشغولیِ خاطر نمی گیرد دگر خوابم
۹
اگر وقتی دگر در آشنایی می زدم دستی
۱۰
کنونم پای از جا رفت و از سر برگذشت آبم
۱۱
منم این در قفایِ بخت ضایع کرده سرگردان
۱۲
برون رفتند و بر بستند رخت از منزل اصحابم
۱۳
نظر پیوسته بر محرابِ ابرویِ بتان دارم
۱۴
مسلمانی نباشد روی اگر از قبله بر تابم
۱۵
عبادت خانه رد کردم به رندی سر برآوردم
۱۶
چو ابرویِ بتان دیدم بگشت از قبله محرابم
۱۷
نصیحت در نمی گیرد ملامت گر نمی داند
۱۸
که رغبت می کشد با مرکزِ فطرت به قلّابم
۱۹
نزاری ای به زاری باز می گوی و اسف می خور
۲۰
دل گم کرده را چندان که می جویم نمی یابم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.