زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نمی شود به حیل با تو در کمر دستم
۲
مگر که چون کمرت پر شود به زر دستم
۳
نه زر که در قدمت ریزم و نه بازویِ آن
۴
که زور پنجه بود بر تو از زبر دستم
۵
به فقرِ من منگر یک نظر به حالم کن
۶
که خاک زر شود از دولتِ تو در دستم
۷
به افتخار نهد سر زمانه بر پایم
۸
اگر رسد به سرِ زلفت ای پسر دستم
۹
کتابِ حسن تو وقتی نوشتمی بخطی
۱۰
چنان که بوسه دهد تیرِ چرخ بر دستم
۱۱
کنون ز شیوۀ خطّ تو شرم می دارم
۱۲
که بر قلم نهد انگشت ها دگر دستم
۱۳
به دامنت نزنم دست از آن که آلوده ست
۱۴
علی الدّوام به خونابۀ جگر دستم
۱۵
طمع نمی برم از وصل و چشم می دارم
۱۶
که در مراد شود با تو در کمر دستم
۱۷
حذر ز نالۀ زارِ نزاری و مپسند
۱۸
بر آسمان همه شب از تو تا سحر دستم
۱۹
مهل که غرق شوم بس که بر لب آمد آب
۲۰
اگر چنان که نگیری درین خط دستم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.