شمارهٔ ۸۰۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیار باده به من ده که توبه بشکستم
۲
اگرچه من ز الستِ ازل چنین مستم
۳
ز بامِ گنبد نه تشت آسمانِ غرور
۴
فرو فتادم و تاسِ وجود بشکستم
۵
کلاهِ تقیه و دستارِ زاهدی از سر
۶
فرو نهادم و زنّار بر میان بستم
۷
شراب و شاهد و آوازِ چنگ و من راغب
۸
صلایِ نوش برآمد به طبع بنشستم
۹
گوشِ من برسد ترجمانِ باد صبا
۱۰
نه حرفِ پیر که از خانقه برون جستم
۱۱
حسود اگر چه خراباتی ام نام نهاد
۱۲
ز ننگِ محتسب غلتبوس وارستم
۱۳
ز توبه توبه کنم چون درین روش که منم
۱۴
به توبه کردنِ کلّی نمی دهد دستم
۱۵
اگر تمامتِ خلقِ جهان ز من ببرند
۱۶
چه باک دارم از آن چون به دوست پیوستم
۱۷
غمِ بروتِ نزاری نمی خورم نه مگر
۱۸
که در جهان غم ریشِ کسی دگر هستم