زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا ساکنِ کنجِ محنت آبادم
۲
هرگز نفسی نرفتی از یادم
۳
قدرِ شبِ وصلِ تو ندانستم
۴
دور از تو به روزِ محنت افتادم
۵
سیر از غمِ تو نمی شوم با آنک
۶
بر کند غمت ز بیخ بنیادم
۷
فریاد برم به شحنه از جورت
۸
زیرا که نمی رسی به فریادم
۹
نومید نمی شود دلم از تو
۱۰
از بندگی جز از تو آزادم
۱۱
توگر به جمال رشک شیرینی
۱۲
من نیز به محنت تو فرهادم
۱۳
امروز نزاری ام که از زاری
۱۴
گر آه کنم بمی برد بادم
۱۵
از تو گله چون کنم معاذ الله
۱۶
همواره ز بخت خویش ناشادم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.