زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز رسیدم جمالِ دوست بدیدم
۲
وز لبِ شیرینِ او به کام رسیدم
۳
در عرصاتِ شبِ فراق معیّن
۴
روزِ قیامت هزار بار بدیدم
۵
باز نیارم به صد هزار زبان گفت
۶
آن چه من از جورِ روزگار کشیدم
۷
تا همه روها کنم به روی دل آرام
۸
گوشۀ عزلت ز کاینات گزیدم
۹
گر بگذارد زمانه مدّتِ باقی
۱۰
کنجی و یاری نشست و جامِ نبیدم
۱۱
قامتِ او دیدم و قامتِ خود را
۱۲
در همه آفاق صور عشق دمیدم
۱۳
باز نگویم که بر زبان نتوان راند
۱۴
آن چه به گوشِ مکاشفات شنیدم
۱۵
عاقبتم چون نسیجِ جند ره دادند
۱۶
بر خود اگرچه چو کرمِ پیله تنیدم
۱۷
بالغِ دردم که در مشیمۀ فطرت
۱۸
شیر ز پستان بدوِ کون مکیدم
۱۹
ماءِ معین بود چون ز چشمۀ حیوان
۲۰
بالله اگر بشنی وگرنه شمیدم
۲۱
بیش نگویم ز نام و ننگِ نزاری
۲۲
عاقبت از نام و ننگِ او برهیدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.