زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر وصال میسّر شود دگر بارم
۲
فراق بیش فریبم دهد نپندارم
۳
ز بس که خیلِ خیالت عذاب می دارد
۴
هزار جهد کنم تا شبی به روز آرم
۵
چو ژاله بر ورقِ سرخ گل شقایقِ اشک
۶
ز ابرِ دیدۀ پرخون چنان فرو بارم
۷
که موج تا به گریبان برآید از دامن
۸
گر آستین زرهِ سیلِ دیده بردارم
۹
چو با خیالش هم خانه می توانم بود
۱۰
رقیب گو به سرِ کویِ دوست مگذارم
۱۱
نمی رود نفسی چشم هاش از چشمم
۱۲
که بر ستارۀ بام است چشم بیدارم
۱۳
فغان ز دستِ ملامت گرانِ نا هموار
۱۴
که سر ز خجلتِ این در کشیده هم وارم
۱۵
مگیر مدّتِ هجران نزاریا ز حیات
۱۶
که من عذابِ الیم از حیات نشمارم
۱۷
اگر قضایِ فراقم امان نخواهد داد
۱۸
گواه باش که من زین حیات بیزارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.