زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۴۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترا به جان و دل از جان و دل وفادارم
۲
که من خود از همه ملکِ جهان ترا دارم
۳
کسی به جایِ تو باشد مرا چه می گویم
۴
نعوذبالله اگر هرگز این روا دارم
۵
سرم به تیغ بباید برید اگر به خطا
۶
ز طوقِ عهدِ تو گردن دمی جدا دارم
۷
به آرزویِ دلم در نمی شود چه کنم
۸
ز پای بوسِ تو دستی که بر دعا دارم
۹
خیال را بفرست ار تو خود نمی آیی
۱۰
که با خیالِ تو صد گونه ماجرا دارم
۱۱
به دست بنده دعایی بود خدا داناست
۱۲
که روز و شب به دعا دست برخدا دارم
۱۳
عجب دلیست مرا در وفا چنان یکتا
۱۴
چو سرو اگرچه که قامت ز دل دوتا دارم
۱۵
به رستخیز که فرزند را وفا نکنند
۱۶
به جست و جویِ تو جان بر میان وفا دارم
۱۷
روا ندارم اگر دیده در جهان نگرد
۱۸
که از خیالِ تو آنی نظر جدا دارم
۱۹
بریز خونِ نزاری که دولتی ست مرا
۲۰
که درعوض چو تویی را به خون بها دارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.