زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۶۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای امیدم به تو نومید مکن از خویشم
۲
ناشکیبم ز تو بردار حجاب از پیشم
۳
آرزومندی و بی صبری و مشتاقی و غم
۴
کم نمی گردد و هر دم به تو مایل بیشم
۵
روی شیرین نفسی بی مگسی نادیده
۶
می زنم زار چو فرهاد سری بر تیشم
۷
سر و جان جمله فدای قدمت خواهم کرد
۸
بیش از این دست رِسَم نیست که بس درویشم
۹
مکن از خویش ملولم سر خود کی دارم
۱۰
هم ز بیگانه ملالم زد و هم از خویشم
۱۱
به رقیبان که رسانند ز نزاری خبری
۱۲
که مکوشید به آزار دل بی خویشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.