زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم بر آتش هجران بسوخت آه دلم
۲
گرت دلیست مکن قصدِ بی گناه دلم
۳
تنم شده ست چو کاهی به زیر کوه غمت
۴
که پشت پای زده کوه را چو کاه دلم
۵
به هرزه در غم بیهوده می کشد خود را
۶
نکرده عاقبت کار خود نگاه دلم
۷
معلق است به مویی زمانه را گردن
۸
از آن رسن که فرو می برد به چاه دلم
۹
چو رنگِ زلفِ تو دارد ارادتش بپذیر
۱۰
که خانه کرد در این آرزو سیاه دلم
۱۱
گرفت در خم زلفت قرار و نگرفته ست
۱۲
ازین نکوتر هم پشت و هم پناه دلم
۱۳
بیا که کارد به مغزم رسید و کار به جان
۱۴
بپرس اگر نه چنین است هان گواه دلم
۱۵
نزارتر ز نزاری طمع مدار تنم
۱۶
شکسته تر ز سر زلف خود مخواه دلم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.