شمارهٔ ۸۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک ام شبی که به خلوت جمال دوست ببینم
۲
به از ممالک روی زمین به زیر نگینم
۳
سماع بربط و جام خوش و حریف موافق
۴
به روی دوست برآنم که در بهشت برینم
۵
نه مرد باشم و باشم سزای آتش دوزخ
۶
اگر بهشت برین بر سرای دوست گزینم
۷
اگر سعادت آنم بود که وقت شهادت
۸
به پیش دوست بمیرم زهی حیات پسینم
۹
تو مهربانی من بین که از حوالی کویش
۱۰
برون نمی شوم ار می کشد رقیب به کینم
۱۱
شرابخواره و شاهدپرست و عاشق ورندم
۱۲
و گر حیات بود تا مدار دور و برینم
۱۳
به هیچ شهر نرفتم که برنخاست قیامت
۱۴
صلاح کار من است ار به گوشه ای بنشینم
۱۵
چرا به شیفتگی کردنم معاف ندارند
۱۶
که آشنا شده ی مردمان رند لعینم
۱۷
برادران حقیقی و دوستان قدیمی
۱۸
برای مزد خدا رها کنید چنینم
۱۹
به روی دوست درست است اعتقاد نزاری
۲۰
کجا روم چه کنم گو مباش دنیی و دینم
