زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
منم آخر که چنین بی تو جهان می بینم
۲
نه خیال است همانا که چنان می بینم
۳
هرچه در آینه ی رغبت دل می نگرم
۴
نقش سودای تو بر صورت جان می بینم
۵
تو مپندار که آن روی ز چشمم برود
۶
بل که در هر چه نگه می کنم آن می بینم
۷
جهل مطلق بود از خانه به بستان رفتن
۸
تا گلستان تو بر سرو روان می بینم
۹
وگر از دست رقیبت که سرش کوفته باد
۱۰
آشکارا نتوان دید نهان می بینم
۱۱
بی تو گر روشنی از چشم نزاری برود
۱۲
سهل باشد که به چشم تو جهان می بینم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.