شمارهٔ ۸۹۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چشم امیدوار به ره بر نهاده ایم
۲
گوش نیازمند به در برگشاده ایم
۳
پیش خیال روی تو کز چشم ما نرفت
۴
چون مخلصان به پای ادب ایستاده ایم
۵
مهر تو از مبادی فطرت نهاده اند
۶
در جان ما و جان به وفای تو داده ایم
۷
یک جرعه داده اند به ما ز اول و هنوز
۸
لایعقل از تجرع آن جام باده ایم
۹
دیوانه وار در پی زنجیر زلف تو
۱۰
زنجیر سان چو زلف تو بر هم فتاده ایم
۱۱
شیر وفا مکیده ز پستان وحدتیم
۱۲
آری مگر ز مریم دوشیزه زاده ایم
۱۳
نه نه نزاریا نکنی با یراق عشق
۱۴
دعوی که ما هنوز در ین ره پیاده ایم
