شمارهٔ ۹۱۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بقایِ عمرِ تو بادا گزینه یارِ قدیم
۲
که ما ز هجرِ تو کردیم جان به حق تسلیم
۳
وداعِ روزِ جدایی زهی قیامتِ نقد
۴
فراقِ یارِ گرامی زهی عذابِ الیم
۵
نعوذ بالله اگر دشمنم به کام رسد
۶
که کام رانیِ بدخواه غصّهایست عظیم
۷
درین بلا که منم هم نیام ز حق نومید
۸
بسی رسند به امّیدِ دل ز موضعِ بیم
۹
بیا که بر دلِ من کردهای جهانِ فراخ
۱۰
به قیامت چو الف تنگ تر ز حلقه ی میم
۱۱
تو آن که رُخم زرد شد چو زر ز غمت
۱۲
دلم نگر که چنان است پاک با تو چو سیم
۱۳
ز رویِ لطف نظر بر منِ فقیر انداز
۱۴
مکن غرور مکن جانِ من به ناز و نعیم
۱۵
به امتحان نگریزد نزاری از تو بیا
۱۶
جفا بکن که تحمّل کند حریفِ سلیم
