زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بقایِ عمرِ تو بادا گزینه یارِ قدیم
۲
که ما ز هجرِ تو کردیم جان به حق تسلیم
۳
وداعِ روزِ جدایی زهی قیامتِ نقد
۴
فراقِ یارِ گرامی زهی عذابِ الیم
۵
نعوذ بالله اگر دشمنم به کام رسد
۶
که کام رانیِ بدخواه غصّه‌ای‌ست عظیم
۷
درین بلا که منم هم نی‌ام ز حق نومید
۸
بسی رسند به امّیدِ دل ز موضعِ بیم
۹
بیا که بر دلِ من کرده‌ای جهانِ فراخ
۱۰
به قیامت چو الف تنگ تر ز حلقه ی میم
۱۱
تو آن که رُخم زرد شد چو زر ز غمت
۱۲
دلم نگر که چنان است پاک با تو چو سیم
۱۳
ز رویِ لطف نظر بر منِ فقیر انداز
۱۴
مکن غرور مکن جانِ من به ناز و نعیم
۱۵
به امتحان نگریزد نزاری از تو بیا
۱۶
جفا بکن که تحمّل کند حریفِ سلیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.