زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای خاک درِ تو آب رویم
۲
بر باد مده چو خاکِ کویم
۳
بی‌چاره بمانده‌ام کزین پس
۴
ره نیست به عقل چاره جویم
۵
در کوره‌ی آتشِ فراقت
۶
بگدازم اگر ز سنگ و رویم
۷
بر بادِ صبا فشان عرق چین
۸
تا زنده کند صبا به بویم
۹
غم‌هایِ تو با که بگذرانم
۱۰
اندوهِ تو با که باز گویم
۱۱
از صفحه‌ی سینه صبغة الله
۱۲
ای مدّعان چه گونه شویم
۱۳
از ضربتِ صولّجانِ زلفش
۱۴
دل سیر نمی‌شود چو گویم
۱۵
آرام دگر نمی‌کند بیش
۱۶
در سینه دلِ ستیزه جویم
۱۷
بر یادِ لبش چو سبزه دایم
۱۸
تکیه زده بر کنارِ جویم
۱۹
می در سر و سر ز می پر آشوب
۲۰
گو باش ستیزه‌ی عدویم
۲۱
رنگ است درست و پاره پاره
۲۲
آلوده به خونِ دل رکویم
۲۳
خون شد دل و قطره قطره بگذشت
۲۴
بر صفحه‌ی زعفران رویم
۲۵
از کوزه‌گران چه باک دارم
۲۶
مادام که پر بود سبویم
۲۷
من هیچ نی‌ام چنین گرفتم
۲۸
نه از متعلّقان اویم
۲۹
ای آرزوی دل نزاری
۳۰
کی دست رسد به آرزویم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.