زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۳۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در کویِ دوست گر چه نه مردانه می‌رویم
۲
هر چون که هست واله و دیوانه می‌رویم
۳
شوریده‌ایم و شیفته بر زلف و خالِ او
۴
در دامِ فتنه از پیِ آن دانه می‌رویم
۵
در بحرِ عشق گر چه گران هم چو لنگریم
۶
تا آشنا نداند بیگانه می‌رویم
۷
روزی هزار بار اگر توبه می‌کنیم
۸
پیمان شکسته با سرِ پیمانه می‌رویم
۹
یک پل نه در ممالکِ فقر و چو پیل مست
۱۰
در ملکِ پادشاه ملوکانه می‌رویم
۱۱
باز از میانِ خلق کناری گرفته‌ایم
۱۲
در جستجوی گنج به ویرانه می‌رویم
۱۳
گه شمع جمع مجلس انسیم و گاه باز
۱۴
پر سوخته ز شوق چو پروانه می‌رویم
۱۵
چون اقتدا به پیرِ خرابات کرده‌ایم
۱۶
بر جاده‌ی غرامت و شکرانه می‌رویم
۱۷
بر سنّتِ نزاری اگر بر ملالِ طبع
۱۸
دل تنگ می‌شویم به می‌خانه می‌رویم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.