زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۳۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به غم بنشسته ام سر در گریبان
۲
ز اندوه عزیزان و حبیبان
۳
مزاج دوستان رفتم بدیدم
۴
گرفتم نبض هر یک چون طبیبان
۵
ملالت شان مرامی داشت گفتی
۶
چو مهمانی به بُن گاه غریبان
۷
به خود گفتم عجب نبود که نفرت
۸
کنند از صحبت لنبان لبیبان
۹
چو دیدم سرگران¬شان گفتم آری
۱۰
ز بخت افتند چون من بی نصیبان
۱۱
ندیدم خویش را جرم و گناهی
۱۲
ندانستم به جز مکر رقیبان
۱۳
تعالی الله زهی دوری که در وی
۱۴
بدان نیک آید و غُمران نقیبان
۱۵
اگر بهتان روا باشد در اسلام
۱۶
چه انکارست بر صاحب صلیبان
۱۷
نزاری هم چنین تکرار می کن
۱۸
به غم بنشسته ام سر در گریبان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.