شمارهٔ ۹۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانان
۲
ز چشمِ شوخ و دلِ غافل ای مسلمانان
۳
دلم ز دیده شود مبتلا و جان از دل
۴
فغان ز دیده و آه از دل ای مسلمانان
۵
حسد برند که پیوسته عاشقی چه کنم
۶
چو در ازل نبدم مقبل ای مسلمانان
۷
ز اضطرابِ به دریافتاده بیخبرست
۸
قرار یافته بر ساحل ای مسلمانان
۹
ز خرقه سیر شدم مولعِ خراباتم
۱۰
به خانقاه نیام مایل ای مسلمانان
۱۱
به یک پیاله می اثباتِ پارسایی را
۱۲
هزار توبه کنم باطل ای مسلمانان
۱۳
همان نزاریِ مستم کز اعتبار انگشت
۱۴
ز دستِ من بگزد عاقل ای مسلمانان