زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل حصارِ همّتِ مردان پناه کن
۲
دنیا و دین به مرتبه تسلیمِ راه کن
۳
تا طفلِ نفس خو کند از شیرِ حرص‌باز
۴
پستانِ حرص و آز و هوا سر سیاه کن
۵
آیینه است نفس و در او نقشِ آرزو
۶
هر گه که پیشِ رویِ تو برخاست آه کن
۷
عین الیقین معاینه دیدی بیار خاک
۸
در دیده‌هایِ شرک و شک و اشتباه کن
۹
مردانه باش و هم چو دگر جاهلان مساز
۱۰
با گرگِ نفس یوسفِ دل را به چاه کن
۱۱
تا در دریچه‌ی نظرت نگذرد خسی
۱۲
یعقوب‌وار چشم جهان‌بین تباه کن
۱۳
دل با خدای دار و به بتخانه راز گوی
۱۴
در کعبه باش و قبله ز هر سو که خواه کن
۱۵
در شش در ست نردِ حیاتت نزاریا
۱۶
آخر به شش جهاتِ جهان در نگاه کن
۱۷
بر جاهِ‌این جهانِ جهنده چه اعتماد
۱۸
چاهِ بلاست جاهِ جهان ترکِ جاه کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.