شمارهٔ ۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز لعلت عکس در جام می افتاد
۲
نشاط عالمش اندر پی افتاد
۳
جهانی می پرستی پیشه کردند
۴
چو از رویت فروغی بر می افتاد
۵
جمالت پرده از رخسار برداشت
۶
گل از بس شرمساری در خوی افتاد
۷
سراپایم چو نی در بند عشقست
۸
غمت در من چو آتش در نی افتاد
۹
دل سرگشته ام زان پس که خون شد
۱۰
بدست عشق تو دانی کی افتاد
۱۱
ز راه دیده بیرون رفت و عشقت
۱۲
نشان خون بدید و بر پی افتاد
۱۳
دلم با عارض ساده دل تست
۱۴
که طرّاری چو زلف بروی افتاد
۱۵
دلم بردی نگه دارش که هرگز
۱۶
شکاری این چنینت در نیفتاد