کمال‌الدین اسماعیل · غزلیات

شمارهٔ ۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
۲
زمانه عنبر و کافور بر هم آمیزد
۳
بگسترند عروسان باغ دامن خویش
۴
چو ابر برسرشان ز استین گهر ریزد
۵
خیال دوست چو در چشم خفتگان بزند
۶
ز خواب مردمک دیده را بر انگیزد
۷
ببوی آنکه مگر پی برد بخاک درش
۸
دلم چو بوی بباد هوا درآویزد
۹
کسی که آفت هستیّ خویش بشناسد
۱۰
بپای مستی از گوی عقل بگریزد
۱۱
هوای طبع تو سر پوش آتش شوقست
۱۲
چو باد حرص تو بنشست شوق برخیزد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.