شمارهٔ ۱۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نگارا چند ازین پیمان شکستن
۲
ز پیشانی دل سندان شکستن
۳
کمان ابروان در هم کشیدن
۴
وزو در جان من پیکان شکستن
۵
سر زلف تو ان نا تندرستت
۶
که باشد عادتش پیمان شکستن
۷
لبت را رسم باشد گاه خنده
۸
گهر را کار در دندان شکستن
۹
شکر را عیش شیرین تلخ کردن
۱۰
قدح را خنده اندر جان شکستن
۱۱
دهانت راست عادت وقت گفتار
۱۲
زشکّر پستۀ خندان شکستن
۱۳
دلم زندان غم گشتست و این راست
۱۴
همیشه عادت زندان شکستن؟
۱۵
چه مردی باشد اندر عهد بستن
۱۶
بدشواری و پس آسان شکستن؟
۱۷
بدین سستی که پیمان تو باشد
۱۸
بیک ساعت دو صد بتوان شکستن