شمارهٔ ۱۵۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ترسم آن نوش ز لب کم سخنی
۲
در زبانها فتد به بی دهنی
۳
زاهد ار بیند آن دو لعل چو می
۴
ساتکینی کشد برو سه منی
۵
رنگ و بوی از رخ و خطش گیرد
۶
دیبۀ چین و نافه ختنی
۷
ای که از چهره ماه بر فلکی
۸
وی که از قدّ سرو در چمنی
۹
با چنین چشم و روی و لب که تراست
۱۰
با گل و نرگس و سمن بزنی
۱۱
از رخ و غمزه خنجر و سپری
۱۲
آفتابی تو یا گل و سمنی
۱۳
چون خرامی بگاه آمد شد
۱۴
فتنۀ صد هزار مرد و زنی
۱۵
بی میانی، چرا کمر بندی
۱۶
تا مرا در غلط همی فکنی
۱۷
پشت مشک و بنفشه بشکتی
۱۸
آخر این زلف برکه می شکنی؟
۱۹
گر چه در زلف تست جای دلم
۲۰
در میان دل غمین منی
۲۱
تا بدانی که از لطافت و حسن
۲۲
هم تو در بند زلف خویشتنی