Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
کمال‌الدین اسماعیل · غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بازم لباس صبر بصد پاره کرده یی
۲
بازم ز کوی عافیت آواره کرده یی
۳
ترسم خجل شوی اگرت آورم بروی
۴
آن جورها که بر من بیچاره کرده یی
۵
هرچ آسمان بخنجر مرّیخ می کند
۶
تو در زمین بغمزۀ خون خواره کرده یی
۷
خود با دل تو لابۀ ما سودمند نیست
۸
گویی بر غم ما دلی از خاره کرده یی
۹
گویند رستخیز بهم برزند جهان
۱۰
این بازیی ات خود که تو صدباره کرده یی
۱۱
کو داد و داوری ؟ که کنم بر تو من درست
۱۲
تا بی سبب چرا دل من پاره کرده یی
۱۳
گفتی که رایگان غم من می خوری نه بس
۱۴
الحق تو این شگرفی همواره کرده یی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.