کمال‌الدین اسماعیل · قصاید

شمارهٔ ۳۵ - و قال ایضاً

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عید جهان عید تو فرخنده باد
۲
سایۀ اقبال تو پاینده باد
۳
در چمن از رشک کلهداریت
۴
نرگس مخمور سر افکنده باد
۵
هر که بهی تو نخواهد چو نار
۶
سینه اس از خون دل آگنده باد
۷
هر چه صدف در دل خود جمع کرد
۸
جمله ز دست تو پراگنده باد
۹
قدر تو بر فرق فلک افسرست
۱۰
حزم تو بر پای زمین کنده باد
۱۱
بر دل این حلقّۀ پیروزه رنگ
۱۲
نام تو چون نقش نگین کنده باد
۱۳
همچو صراحی عدوت خون گرست
۱۴
کار تو چون ساغر می خنده باد
۱۵
سرو سهی با همه آزادیش
۱۶
پیش تو پیراسته تر بنده باد
۱۷
تا که بود جانوران را نفس
۱۸
جان جهان از نفست زنده باد
۱۹
گاو فلک از بر این سبزه زار
۲۰
از پی قربان تو گردند باد
۲۱
قدر تو چون جامۀ عیدی کند
۲۲
آسترش این سلب زنده باد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.