شمارهٔ ۲ - وله ایضا
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دی چو بشنیدم که کرد از ناگهان اسبت خطا
۲
شد دل من کوفته چون پهلویت زین ماجرا
۳
از طریق سرزنش با اسب گفتم کز خری
۴
خواجه را از خود جدا کردی، خطا کردی چرا؟
۵
اسب گفتا من برو از مادر او وز پدر
۶
مهربان تر نیستم آخر چه می گویی مرا؟
۷
نه ز پشت انداخت او را در بترجایی پدر
۸
نه بگاه حمل مادر کرد بروی هم خطا
۹
من خطا این کرده ام کورا نشد یکبارگی
۱۰
همچو پایش از رکاب آن لحظه سر از تن جدا