شمارهٔ ۶ - وله ایضا
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای به حکم تو اقتدا کرده
۲
تیغ خورشید در نفاذ و مضا
۳
چرخ را در مقام حشمت تو
۴
باز مانده ز کار هفت اعضا
۵
در شب حادثات خاطر تو
۶
همچو صبح است با یدبیضا
۷
مهر تو در دل هنرمندان
۸
همچنان تشنگیست در رمضا
۹
گرچه تقصیر بنده چندانست
۱۰
که برون شد ز حدّ استرضا
۱۱
انقباض من اختیاری نیست
۱۲
کآدمی هست شهر بنده قضا
۱۳
در توان یافت این قدر، زیراک
۱۴
در عبادات ممکنست قضا
۱۵
اینهمه هست و چشم می دارم
۱۶
التفاتی ز تو به عین رضا
۱۷
صبح صادق چو عذر روشن داشت
۱۸
انجم ازوی همی کنند اغضا
۱۹
هست از انعام تو توقّع من
۲۰
اوّل اغضا و آنگهی امضا