Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
کمال‌الدین اسماعیل · قطعات

شمارهٔ ۱۴۰ - ایضا له

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زهی تازه رویی که خلق لطیفت
۲
ز سندان به دی ماه گل بشکفاند
۳
به بستان چو بلبل دبستان بسازد
۴
بجز مدحت از دفتر گل نخواند
۵
صبا گر ز انصافت آگاه گردد
۶
نیارد که پیراهن گل دراند
۷
طبقهای زر چیست بر دست گلبن؟
۸
بدان تا که در خاک پایت فشاند
۹
کسی کو چو غنچه دل اندر تو بندد
۱۰
ز تو تازه رو همچو گلبرگ ماند
۱۱
ز شرم تو گل رنگ برچهره آرد
۱۲
ز خلق تو لاله قدح می ستاند
۱۳
گل خلق تو چون بخندد بیک دم
۱۴
ز دل بسته غنچه را وارهاند
۱۵
قضا گلشن چرخ را در رکابت
۱۶
قبا بسته چون غنچگان می دواند
۱۷
به گل چیدن آمد به باغ سخایت
۱۸
رهی گر چه گستاخیی می نداند
۱۹
چو گل باتو درعشرت اندرچه افتاد
۲۰
زمین بوس هردم چو گل می رساند
۲۱
چو گل انبساطی کنم با تو زیراک
۲۲
کف در فشانت به گل نیک ماند
۲۳
گرفت آتشی چو گل اندر نهادم
۲۴
رخم همچو گل زان عرق می چکاند
۲۵
توقّع به لطفت چنانست کاین دم
۲۶
به آب گل این شعله را وانشاند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.