Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
کمال‌الدین اسماعیل · قطعات

شمارهٔ ۱۴۴ - وله ایضا

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل ای دل سخن سخن بیهده را کار مبند
۲
خویشتن را بپوش در غم و تیمار مبند
۳
گر خیالست ترا کین که تو داری نیکست
۴
بد خیالیست که بستی تو دگر بار مبند
۵
کمربندگی ار زان که نخواهی در بست
۶
دست شهوت مگشا باری و زنّار مبند
۷
فکرت خود همه در مکر و حیل صرف مکن
۸
از پی دیو سلیمان را در کار مبند
۹
گر نخواهی که دلت تنگ بود چون غنچه
۱۰
پس ازینش به طمع در زر بسیار مبند
۱۱
بند، کان بر دهن حرص و امل باید بست
۱۲
به ستم بر دهن کیسة دینار مبند
۱۳
چون نداری تو سر آنکه بسامان گردی
۱۴
خرقۀ مخرقه بیرون کن و دستار مبند
۱۵
طاقت بار کشیدن چو نداری باری
۱۶
مردمی کن ز گنه بار بخروار مبند
۱۷
در قیامت سربار همه کس بگشایند
۱۸
هر چه باید که نبینند در آن بار مبند
۱۹
چون خود از دایره آید همه سر گردانی
۲۰
پس تو دل در فلک دایره کردار مبند
۲۱
بهر ابلیس دلی را که ملک سجده برد
۲۲
به هوسبازی در محنت بیگار مبند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.