شمارهٔ ۲۰۰ - وله ایضا
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای ترا کرده لطف حق مخصوص
۲
به بزرگیّ و مال و جاه و یسار
۳
از دعاگو نصیحتی بشنو
۴
تا ترا بندگی کنند احرار
۵
تا توانی ز بهر دشمن و دوست
۶
کار کی هر چگونه بر می آر
۷
هر که او بر تو داشت قصّه خویش
۸
ضایع و مهملش فرو مگذار
۹
وانکه او عجز خویش بر تو فروخت
۱۰
قدرت خویش از او دریغ مدار
۱۱
مکن از خویش خلق را نومید
۱۲
که پس آنگه بیوفتی ز شمار
۱۳
خرج مال ارچه کم کند مالت
۱۴
زان کمی بیش گرددت مقدار
۱۵
خرج مالت ز جاه کم نکند
۱۶
بل از آن بیشتر شود بسیار
۱۷
همه کس داند این که قدرت وجود
۱۸
بهتر از بخل و عاجزی صد بار
۱۹
به غنیمت شمار این منصب
۲۰
که تو باشی عزیز و ایشان خوار
۲۱
هر کرا حاجتی بود در دل
۲۲
همه شب نام تو کند تکرار
۲۳
پاره یی از خدایی است که خلق
۲۴
بر ت دارند وقت حاجت کار
۲۵
جناب عالی نزدیک و من بخدمت دور
۲۶
که تو باشی ز خویش برخوردار