شمارهٔ ۲۰۶ - وله ایضا
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ایا صدری که بی عون سخایت
۲
ز زانو بر نمی دارد هنر سر
۳
قضا با اسمان صد بار گفتست
۴
که از فرمان او بیرون مبر سر
۵
کمان چرخ را بازوی حکمت
۶
چو چنبر آورد در یکدگر سر
۷
ز انعام تو دارد خون در رگ
۸
هر آنکس را که باشد مغز درسر
۹
بدان جبّه که پارم داده بودی
۱۰
مرا بفراشتی از ماه و خورسر
۱۱
همی گردد مرا در سرکه امسال
۱۲
ستانم جبّه و دستار بر سر