شمارهٔ ۲۴۱ - ایضا له
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خدمت تو ذخیرة عمرم
۲
وی مدحت تو علاج هر دردم
۳
آثار عنایت تو می بینم
۴
چندانکه بگرد خویش می گردم
۵
در وقت نجشّم خداوندان
۶
اندیشة خدمتی همی کردم
۷
چون هیچ نبود لایق ایشان
۸
تشویر ز گونه گون همی خوردم
۹
گفتم کم از آن که شربتی سازم
۱۰
با خویشتن این سخن بپروردم
۱۱
در آب حیات جان شیرین را
۱۲
حل کردم و پیش خدمت آوردم
۱۳
محتاج بیخ نباشد این شربت
۱۴
کافسرده شدست از دم سردم