شمارهٔ ۳۰۳ - و له ایضاً
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای در دعای جان تو اجرام یک زبان
۲
وی در هوای مهر تو خورشید یک دله
۳
در ظلمت حوادث عقل از برای خلق
۴
افروخته ز رای تو صد گونه مشعله
۵
از کوی آرزو بدر خانۀ کرم
۶
کلکت کشیده باشد از انعام سلسله
۷
رای تو و سپهر بهم شمع و شمعدان
۸
دست نیاز و حلقۀ تو گوی و انگله
۹
باما بوعده یی که نهادی وفا نمای
۱۰
دانی که نیست رسم کریمان مماطله
۱۱
چون من نخواهم و تو نیاری مرا بیاد
۱۲
کاری بود درازتر از راه قافله
۱۳
چون با تو از طریق مروّت من گدا
۱۴
بر مردمی نهادم اساس معامله
۱۵
چو با همه بزرگی و فرزانگی خویش
۱۶
لایقق بود که این کنی اندر مقابله؟