شمارهٔ ۵ - و قال ایضا
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
غریب و خسته و درمانده ام خداوندا
۲
ز فیض فضل، تو یک شربت شفا بفرست
۳
چو لاله غرقه بخونم در آتش شوقت
۴
نسیم لطفی از عالم بقا بفرست
۵
ببوی رحمت تو بنده کرد جان بازی
۶
بدست عفو تو پروانۀ عطا بفرست
۷
اگر چه مرهم جانست زخم در ره تو
۸
ز نوش داروی رحمت نصیب ما بفرست
۹
چون خون جان من اندر ره تو ریخته شد
۱۰
هم از خزینۀ لطف تو خون بها بفرست
۱۱
طبیب حال شناسی ، ترا نیارم گفت
۱۲
که دور کن ز من این درد یا دوا بفرست
۱۳
هر آنچه مصلحت کار من در آن دانی
۱۴
اگر شفاست وگر مرگ ای خدا بفرست