شمارهٔ ۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خسروی که از رخ دوشیزگان غیب
۲
هر لحظه دست فکرت تو در کشد نقاب
۳
در عرض گاه زینت بزم تو فی المثل
۴
طاووس وقت جلوه نماید کم از غراب
۵
حفظت به هر زمین که سپر در سپر کشید
۶
ممکن بود که رخنه شود تیغ آفتاب
۷
وز بیم میل قهر تو کان دم به دم بود
۸
بر چشم دشمنانت نیارد گذشت خواب
۹
شاها زکوة گوش و زبان را ز راه لطف
۱۰
بشنو ز من سؤالی و تشریف ده جواب
۱۱
آن کس که حکم کرد به طوفان باد و گفت
۱۲
کاسیب آن عمارت عالم کند خراب
۱۳
تشریف یافت از تو و اقبال دید و کس
۱۴
در بند آن نشد که خطا گفت یا صواب
۱۵
من بنده چون به پیش تو ابطال کرده ام
۱۶
با من چرا ز وجه دگر می رود خطاب
۱۷
بر من و بال شد هنر من که صد بلا
۱۸
بر ساعتی که من به هنر کردم انتساب
۱۹
گو نیست گرد عالم و گو پست شو فلک
۲۰
بر من به نیم جو چو فکندم درین عذاب
۲۱
طوفان من گذشت که نه ماه ساختم
۲۲
از آب دیده شربت و از خون دل شراب
۲۳
سهل است این سه ماه دگر نیز همچنین
۲۴
تن در دهم به آنک نه نانم بود نه آب
۲۵
لیکن ز دست فاقه بترسم که عاقبت
۲۶
هم من ز جان بر آیم و هم خسرو از ثواب