ظهیر فاریابی · قطعات

شمارهٔ ۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خدایگانا بر بنده بندگیت چنانک
۲
نماز و روزه بود بر جهانیان فرض است
۳
و لیک عرض کنم حال خود که نزد صدور
۴
گشایش غم ارباب حاجت از عرض است
۵
معلّق است دلم در کشاکش غم وام
۶
چنانک گویی بین السماء والارض است
۷
به حالتی برسیدم که تا به آب سبوی
۸
هر آنچ وجه معاش من است از قرض است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.