ظهیر فاریابی · قطعات

شمارهٔ ۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بزرگوارا دانم که بر خلاف قدر
۲
حقیقت است که جز کردگار قادر نیست
۳
به حکم آنک بد و نیک هر چ پیش آید
۴
مقدّرست به هر حال اگر چ ظاهر نیست
۵
به سعی می نشود هیچ گونه روزی بیش
۶
ز روی کم خردی گر چه مرد صابر نیست
۷
بلی عنایت صاحب که در مصالح خلق
۸
ز یک دقیقه به انواع لطف قاصر نیست
۹
چو سوی جمله نظر می کند ز روی کرم
۱۰
چرا به جانب من هیچ گونه ناظر نیست
۱۱
به صد امید دل اندر تو بسته ام که از آن
۱۲
زبان حال من به اتمام هیچ شاکر نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.