ظهیر فاریابی · قطعات

شمارهٔ ۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پناه ملت و داعی خلق نصرة دین
۲
تویی که هست ضمیر تو با قضا همراز
۳
کرم،حقیقی و ذاتی تو راست در عالم
۴
هرآنچه هست دگر استعارت است و مجاز
۵
اگر به عنف زنی بانگ ناگهان بر کوه
۶
ز هیبت تو صدا را فرو شود آواز
۷
خدایگانا زان پس که روزگار مرا
۸
بتاخت مدت ده سال در نشیب و فراز
۹
عزیمتم همه آن بود و بس که یکچندی
۱۰
کنم جناب تو را قبله دعا و نیاز
۱۱
چه موجب است که از خدمت تو محرومم
۱۲
نه تو بخیل و نه من جاهل و نه راه دراز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.